ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

480

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

اسهال خونى مزمن دچار شد . بيمارى به حدى در وى شدت يافته بود كه اطبا همه نسبت به بهبودش در ترديد بودند ؛ نبض ضعيف بود و متناوب ، پوست شل و بدون هيچ آثار زندگى و حيات ، پاها نيز كمى ورم كرده بود . با وجود اينكه هيچ اميدى برايش نبود شخصا دستور داد او را به اروپا ببرند و در آنجا شفاى كامل يافت . عشاير اسهال خونى را با آبدوغ معالجه مىكنند و ظاهرا نتايج فوق العاده مفيدى از آن مىگيرند . فاگرگرين طبيب سوئدى كه همراه قشون به بندرعباس رفت در اين‌باره به من چنين نوشت : « اسهال خونى بين افراد قشون بيداد مىكرد ؛ پس از آنكه من بدون هيچ نتيجه‌اى تمام داروهائى را كه با خود داشتم به مصرف رساندم به وسيلهء معالجهء شبانان و عشاير روى آوردم و حالا ديگر چاره‌اى ندارم كه اين طرز درمان را از همهء معالجات ديگر برتر بشمارم . » همچنين خبر دارم كه يك نفر فرانسوى به نام رومن كه در يك ده دورافتادهء ايران در اثر اين بيمارى به نحوى خطرناك زمين‌گير شده بود ، با اين طرز درمان بهبود يافت . وباى اطفال ( هيضه ) اكثريت اطفال شهرهاى ايران را در سال دوم و ابتداى سال سوم زندگى قلع و قمع مىكند . اغلب به هنگامى كه بچه را از شير مادر مىگيرند ، گاهى هم ديرتر و اغلب در پائيز كودكانى شاداب و خوب تغذيه شده ، ناگهان به قى و اسهال دچار مىشوند ؛ بدوا مايعى به رنگ صفرا كه بعد رنگ لعاب برنج به خود مىگيرد از آنها دفع مىشود ، رنگ از صورت مىپرد ، نبض ضعيف مىشود به حدى كه نمىتوان آن را احساس كرد . اين حملهء اول اغلب سپرى مىشود ، ولى اسهال همچنان باقى است و متناوبا ، خردخرد كار كردن معده و شكم‌روشى كه به اسهال خونى مىماند ، عارض مىگردد . بعد از هفته‌هائى زياد حملهء مرض با شدت بيشتر و كمتر ، باز بروز مىكند و با فواصل زمانى كوتاهتر و كوتاهتر تكرار مىشود ، تا اين قربانيان نحيف از فرط ضعف و نقاهت از پاى درآيند . فقط تعداد بسيار كمى از مبتلايان به اين بيمارى نجات مىيابند . بيشتر پسرها مبتلا به اين بيمارى مىشوند تا دخترها . كودكان اروپائيان هم از اين مرض مصونيت ندارند . علل موجدهء اين مرض را من به اين شرح مىدانم : دير از شير گرفتن كودك ، سرايت از دايه‌هائى كه به بيماريهاى تب نوبه و اسهال خونى دچارند ، خوردن خربوزه و هندوانه در دورهء شيرخوارگى ، تنقيهء زياده از حد و سرانجام جنبهء واگيرى اسهال خونى . اطباى بومى بيمارى را با روغن كرچك و نوشيدنيهاى لعابدار همراه با تنقيه معالجه مىكنند . بواسير و در اثر آن ناسور شدن و همچنين پيدا شدن شكافهاى مزاحم در مقعد ، در شمار بيماريهاى بومى است . خانواده‌اى كه در تبريز مدعى طبابت هستند با دود دادن ( شايد هم با زرنيخ ) تكمه‌ها را قانقاريائى مىكنند ، تا بعد آنها را بردارند ؛ مع هذا من خود به تنهائى شاهد سه مورد از اين طرز معالجه بوده‌ام كه به مرگ بيمار انجاميده است . كرم امعا در سرزمين خشك عراق عجم چندان زياد نيست ؛ گاه و بيگاه